تقسیم بندی مراحل تحصیل حوزوی
حیدر حب الله
ترجمه: سعید نورا
سؤال[1]: برخی از برادران از شما سؤالاتی را مطرح کردند، تحت عنوان : « آیا میتوانید برنامه مطالعاتی برای مراحل مقدمات و سطوح حوزه علمیه به ما پیشنهاد دهید؟» شما لطف کردید به آن پاسخ دادید، اما در ارائه پاسخ گفتید که تقسیمی غیر از تقسیم دودویی مراحل مقدمات و سطوح را می بینید، بنابراین سؤال من این است که اولاً این تقسیم چیست؟ ثانیاً چه کتاب هایی را ذکر نکردید با توجه به اینکه اشاره کردید که این کتاب ها در محافل حوزوی موجود نیست و یا مردود است؟
پاسخ:
اولاً: از روش دانشگاهی می توان برای تقسیم بندی مراحل تحصیلی استفاده کرد، سال اول را مثلاً یک سال مقدماتی قرار می دهیم که در طی آن دانشجو در معرض مختصراتی قرار می گیرد که تقریباً تمام علوم اسلامی و تاریخ آنها را معرفی می کند، سپس به مدت چهار سال که ما به آن مرحله عمومی می گوییم به تحصیل ادامه می دهد و از طریق آن با کل علوم اسلامی به خوبی آشنا می شود، بعد از آن مرحله تخصصی شروع می شود، مثلاً هر که فقه و اصول می خواهد، می تواند در آنها تخصص پیدا کند و هر که می خواهد قرآن و علوم حدیث بخواند می تواند این کار را انجام دهد و غیره .
مرحله تخصصی به دو بخش تقسیم می شود:
مرحله اول: که مرحله فوق لیسانس است .
مرحله دوم : مقطع دکتری است که دانشجو باید با اجتهاد ولو متجزی در رشته ای که درخواست کرده فارغ التحصیل شود.مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری با هم پنج سال است به طوری که برای این که شخصی با اجازه اجتهاد مثلا بخواهد فارغ التحصیل شود باید در مجموع ده سال سپری کند و همچنین می توان مقطع دکتری و فوق لیسانس را چهار سال در نظر گرفت، سپس دو سال به مرحله اجتهاد اختصاص یابد که مشابه مرحله پسا دکتری است.
اشکال روش حوزوی این است که به لحاظ زمانی باز است و همچنین نامتناسب و ناهمگون است، در مرحله سطوح دو سطح لمعه و مکاسب را فرا می گیرید و این دو کتاب بیانگر یک سطح واحدی نیستند تا هر دو را در یک مرحله درسی قرار دهیم همچنین است نسبت به یادگیری منطق در مقدمات در حالی که طلبه هنوز حلقه اولی از اصول را جز بعد از مدتی فرانگرفته است و حال آن که کتاب منطق شیخ مظفر در سطح بالاتری نسبت به حلقه اولی در اصول اثر سید صدر قرار دارد.
ثانیاً: مقصود من از مبحث کتب، گاه در مورد برخی از علوم است که در آنها کتاب تکمیل شده ای وجود ندارد که به عنوان ماده درسی مورد استفاده قرار گیرد، مانند علم جدید کلام و فلسفه دین برای طلاب عرب. وگاهی دیگر در مورد برخی کتاب هاست که معمولا حوزه علمیه آن ها را قبول ندارد، مثلا کتاب هایی که در مورد علوم دینی از منظر اهل سنت صحبت می کند که نویسندگان آن مثلا اهل سنت هستند یا مانند کتاب تاریخ فلسفه غرب از دکتر ملکیان که کتاب ارزشمندی در چهار جلد است اما هنوز منتشر نشده است ولی به صورت غیر رسمی دست به دست می شود. با توجه به پیچیدگی هایی که متأسفانه شرایط به وجود آورده است و از این قبیل موارد بسیار است.
_________________________
[1] حیدر حب الله، إضاءات فی الفکر والدین والاجتماع 2: سوال ۳۵۲.