hobballah

الموقع الرسمي لحيدر حب الله

لغات اُخرى

چرا خداوند به خلاف قرآن، تورات و انجیل را از تحریف حفظ نکرد؟

تاريخ الاعداد: 6/11/2026 تاريخ النشر: 6/11/2026
50
التحميل


حیدر حب الله

ترجمه: محمد رضا ملائى


 سؤال[1]: چرا کتب مقدس (تورات و انجیل) تحریف شدند؟ به عبارتی آیا خداوند نمی­توانست همانطور که از قرآن محافظت کرد از این کتب نیز حفاظت کند؟ همانطور که قرآن را از آن جهت که کتاب آسمانی است از تحریف حفظ کرده است واجب بود که دو کتاب دیگر را که آن­ها هم آسمانی­اند حفظ می­کرد، و اگر چنین عمل نکرده است نشان­گر ناتوانی و نقصانی در او است. این خلاصه شبهه­ای بود که در یکی از کتاب­های مسحیت مطالعه کردم. نظر شما در این رابطه چیست؟


پاسخ: پیش از این بارها تذکر داده­ایم که شناخت جزئیات فعل الهی بسیار دشوار است و اینکه بخواهیم رفتار خداوند را با رفتار خودمان مقایسه کنیم کاملا نادرست است. ما می­توانیم اعمال او را از طریق چیز­هایی که از جانب او صادر شده است، بشناسیم ولی نمی­توانیم نسبت به چیزهایی که ندیده­ایم داوری کنیم. به همین شکل می­توانیم نسبت به اهدافی که آن را بیان کرده است داوری کنیم ولی نسبت به اهدافی که به روشی کاملا علمی نشناخته­ایم نمی­توانیم هیچ قضاوتی داشته باشیم مگر به نحوی کاملا کلی. حقیقتا بسیار دشوار است – اگر نگوییم در بسیاری از حالات کاملا غیر ممکن است- که بخواهیم وارد جزئیات افعال خداوند شویم و رمز و راز آن را کشف کنیم.

ضرورتی ندارد اتفاقاتی که برای کتب آسمانی قبلی افتاد­ه است را با عنوان ناتوانی الهی تفسیر کنیم یا اینکه بگوییم ساحت مقدس او آلوده به نقصان است، بلکه سیاست غالبی پروردگاه رها کردن مخلوقات در آغوش قوانین طبیعی است و اینکه جز در موارد اندکی، در این جریان دخالتی نداشته باشد. اما اینکه چرا تنها نسبت به قرآن چنین مسئولیتی را به عهده­گرفته است؟ دلیلش را نمی­دانم.

اجازه دهید از حق خودمان استفاده کنیم و پرسش­هایی را از این مستشکل – نویسنده آن کتاب مسیحی که به آن اشاره کردید- بپرسیم و امیدواریم که تحمل این پرسش­ها را نیز داشته باشند: چرا خداوند اجازه داد شخصی به نام محمد به همراه کتابش ظهور کند و میلیاردها انسان را منحرف سازد؟ آیا این نقصان و ناتوانی خداوند به شمار نمی­رود؟ اصلا چرا اجازه داده این همه گروه­های گمراه در اینجا و آنجا پیدا شوند و مانع راه مسیحیت شوند؟ چرا خداوند از وحدت مسیحیان محافظت نکرد و اجازه داد در طول تاریخ صدها انشعاب بیابد تا آنجا که در تفسیر متون مقدس سرگشته بودند و خون یکدیگر را می­ریختند؟ اساسا چرا از تفسیر خاصی از متون مقدس حمایت نکرد تا این متون بیشتر شبیه یک اسباب بازی میان انسان­ها دست به دست نشوند و اینطور تأویلات و تفسیرهای متنوعی را به خود نبیند؟ مسیحیت در قرون وسطی به جایی رسید که یکی از پدرانش – آنطور که گفته می­شود- قبر پدر قبلی را شکافت و جسد او را درآورد روی کرسی محاکمه قرار داد تا با منطق تفتیش او را محاکمه کند، آیا از خود پرسیده­اید چرا خداوند شما را تا این حد رها کرده است؟ آیا خداوند نمی­توانست دینش را از تمامی این امور حفظ کند؟ آیا این اتفاقات بیان­کننده ناتوانی و نقصان الهی نیستند؟

چرا امروزه خداوند اجازه می­دهد پدیده الحاد در جهان انتشار یابد، البته نه­تنها میان مسیحیان بلکه میان هر دینی که در این کره خاکی وجود دارد، طوری که بسیاری از مؤمنین ایمانشان را از دست داده­اند، دین­داری و مقدساتشان در معرض تمسخر و استهزاء بسیاری از بی­دینان قرار گرفته است، تا جایی که برخی از بی­دینان – مانند کریستوفر هیتچنز[2] (2011م) اینگونه برای مسخره کردن دین فلسفه­بافی می­کند که: تمسخر اعتقادات ضروری است- منطق تمسخر و استهزا را بیش از منطق علمی به کار می­گیرند، متأسفانه مانند برخی از مؤمنین؟! آیا خداوند نمی­تواند گسترش بی­دینی و الحاد را متوقف کند؟ و صدها پرسش از این دست وجود دارد که پاسخش همانی است که بایستی به این اشکال کننده مسیحی بدهیم.

من فکر می­کنم با چنین روشی که برخی از مسلمانان، مسیحیان و بی­دینان در فهم مسائل مربوط به فعل و عمل الهی به کار گرفته­اند راه به جایی نمی­برند، چون بیشتر پژوهش­هایشان گزینشی و جانبدارانه است، بنابراین اینطور نیست که هرچه نفهمیدم باطل است. نظریه سیاه­چاله­ها تا همین چند وقت پیش یکی از گزاره­های مسخره علمی به شمار می­رفت تا اینکه این روزها بسیاری این نظریه را پذیرفته­اند. بسیار مهم است هنگام آغاز بحث علمی، عقل انسان اقرار کند که برخی مسائل را نمی­فهمد، و از یک سو میان گزاره­های «چیزی را نمی­فهمم» و «می­فهمم که چیزی وجود ندارد» و از سوی دیگر میان گزاره­های دیگری چون «چیزی نزد من ثابت شده است» و « برایم ثابت شده است که چیزی وجود ندارد» و «برایم چیزی ثابت نشده است» تمایز قائل شود.

بله، اگر چیزی برایمان ثابت نشد، از قید و بند آن چیز آزاده خواهیم شد، ولی نباید به زور به دیگران یا خودمان بقبولانیم که آن چیز وجود ندارد، تفاوت اساسی­ای میان این دو گزاره وجود دارد: «نیافتم» و «وجود ندارد».


[1] حیدر حب الله، إضاءات فی الفکر والدین والاجتماع 5: سوال: 703.


[2] Christopher Hitchens