hobballah

الموقع الرسمي لحيدر حب الله

لغات اُخرى

آیا متکلم وظیفه دارد چیزی که در متون اسلامی نیامده­است را هم اثبات کند؟

تاريخ الاعداد: 6/13/2026 تاريخ النشر: 6/13/2026
120
التحميل

حیدر حب الله

ترجمه: محمد رضا ملائى

 سؤال[1]: به نظر شما دلیل این حملات شدید به علم کلام چیست؟ آیا تنها وظیفه متکلمان اثبات اعتقادات مسلم دینی است و اینکه شبهات پیرامون آن را نیز برطرف کنند یا اینکه بایستی از چیزهایی که در متون دینی ما نیامده است نیز دفاع کنند؟

پاسخ: نمی­دانم منظورتان از حملات شدیدِ به علم کلام چیست چرا که جدال­های کلامی بسیار با سابقه­اند مگر اینکه منظورتان علم کلام جدید، فلسفه، عرفان و چیزی شبیه این­ها باشد. همانطور که متکلم وظیفه دارد برای اثبات عقاید خود یا ابطال عقاید دیگران، دلایل خود را ارائه کند، بایستی پس از اثبات عقایدش از آن­ها دفاع کند و اگر این دلایل قانع کننده نباشد، تلاش کند تا انتقاداتی که به آن­ها وارد است را مرتفع گرداند.

پیش از این هم گفته­ایم که عقاید مبتنی بر استدلال است، نه به این معنی که متکلم ابتدا به سبب تربیت، اجتماع و محیطی که پیش از این در آن قرار گرفته بوده است عقائدی را کسب کرده باشد و سپس دنبال این باشد که دلایلی را هر طور شده به نفع این اندیشه جور کند! بنابراین عقاید مبتنی بر دلایل­اند و نه به­عکس، با این حال متأسفانه بسیار اتفاق می­افتاده که به جای دنباله­روی از عقایدی مبتنی بر استدلال­های استوار، نزاع­هایِ جدلی دینی (و حتی غیر دینی) ما را به سمت استدلال پس از اعتقاد می­کشاند. به عنوان مثال در یک مناظره می­بینیم از اشکالی که طرف مقابل وارد کرده است به سمت فرضیه­ای فرار می­کند که هیچ دلیلی در پس­پشت آن وجود ندارد مگر اینکه اگر به سراغ آن نرود، مجبور است اشکال او را بپذیرد. همه ما مسئولیم – نخبگان، فعالین فرهنگی، علمای دین، مربیان و ...- این مسیر اشتباه را تصحیح کنیم و سراغ راهی برویم که قرآن بر آن تأکید کرده است مبنی بر اینکه از تقلید، پیروی و تعبد نسبت به قول پدرانمان دست بشکیم.

اگر منظورتان مباحث کلامی­ای است که متون دینی مستقیما از آن سخنی نگفته­اند، قطعا پرداختن به آن ضروری و مهم خواهد بود البته اگر نتایج مفیدی در مباحث دینی عقیدتی داشته باشد و تأثیرات مشهودی را از آن در سایر مباحث کلامی بینیم و اینکه وقتمان را صرفا برای تمرین­های عقلی تلف نکند. بنابراین موضوع پژوهش­های متکلم، نصوص دینی نخواهد بود، بلکه وظیفه­ او طرح بحث پیرامون عقاید است. این بسیار رایج است که در محافل کلامی موضوعی بسیار بحث­انگیز پدیدار می­شود در حالی که متون دینی هیچ اشاره­ای به آن نداشته­اند، ولی کلام دنبال آن بوده که آن را با دقت بررسی و آخرین نظر را پیرامون آن بیان کند. پس مهم این است که آن موضوع اهمیتی در عقاید داشته باشد یا و اینکه گسترده پیامدهای سلبی و ایجابی آن به اندازه کافی مسائل مهم را در بر می­گیرد یا خیر.


[1] حیدر حب الله، إضاءات فی الفکر والدین والاجتماع 5: سوال: 705.